|
* خدانگهدار * کاش میشد لحظه ی آخر پیش قلب من می موندی کاش میشد مثل ستاره غمو از نگام می خوندی کاش میشد رنگ نگاهت از چشمای من نمیرفت کاش می شد شعر جداییت رو برای من نمیخوندی کاش می شد مثل همیشه با دلم صادق میموندی کاش می شد از عاشقیمون واسه من لایق می موندی کاش می شد قسمتت میشد زجر عشقمو کشیدن تا که دردامو بفهمی کم کنی فاصله رو کم حالا که نه کاشکی مونده نه دلی که باشه غمخوار برو دیگه تو تمومی عشق من خدانگهدار ...!!! + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 20:46 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
* سرنوشت * عشق را با رنگ پاییز رنگ زرد و خون نویسم مشق را با رنگ لیلی رنگ مجنون مینویسم زندگی را با نگاه زرد پاییز سرد و تنها زیر بارون مینویسم مرگ را هنگام شب وقت سیاهی مثل سرمای زمستون مینویسم یاد لیلی میکنم وقت جدایی مثل آبی اشک مجنون مینویسم ...! + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 20:44 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
* سنگ قبر عشق * دوباره یاد گذشته غم تو نگاهم میشینه آرزومه تا دلم توی خواب تورو ببینه آرزوتو داشتم ببینم کنارتم ولی روزگار بیرحم ندونست خرابتم دوباره اشک تو چشامه وقتی که میام کنارت دوباره غم تو نگامه وقتی که میام مزارت دوباره هنجرمو وا میکنم از ته دل دوست دارم داد بزنم بلند بگم از ته دل دوستت دارم ... خدا جون تست من این بود توی این بازی عشقی ؟ که بپوشم تو جوونی پیرهنی به رنگ مشکی خدا جون تنهای تنهام تو بیا تنها ترم کن بیا و منو کنار نا امیدی باورم کن بیا این لحظه ی آخر تیغو از رگم جدا کن بیا این مرغ اسیرو از قفس دلم رها کن + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 20:32 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
* شب یلدا * شب یلدام سرد و مشکی رنگ و رویاهای عشقی آرزوی دونه دونه مثل اشک روی گونه یک شب سرد زمستون توی کوچه زیر بارون قطره های سرد بارون میخوره رو بام ناودون حسرت یه روز خنده مونده تو قلب پرنده زوزه ی باد توی گوشم برده عقل از فکر و هوشم مانده ام تنهای تنها توی سرما پیش غمها یه چیزی میگه تو ذهنم لباس مشکیتو بکن ... !!! + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 20:23 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
* عشق کهنه * عشق کهنه رفته از یاد غصه در دل کرده بیداد زین دل غمزده مانده یک در و دیوار آزاد ای زمان داد از جدایی نو بهار آشنایی منتظر این دل بماند تا که شاید تو بیایی *** سروده شده در ساعت ۱:۳۰ صبح ۱۵ بهمن ۱۳۸۶ *** + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 20:20 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
* دل من * دلی دارم ز مشق عشق خون است + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 20:19 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
* گذشته * می دونم باور نداری که دلم خیلی غریبه رنگ آسمون سیاهه چون دلم باهاش رفیقه توی زندگی همیشه دل من قد یه دریاست غم و غصه ها میسوزه وقتی که قلب من اینجاست آسمون ابری و سرده وقتی که دلت می گیره یه نگاه به زیر پات کن که دلم داره میمیره کاش می شد وسعت قلبم به بزرگی خدا بود کاش می شد اشکای سردت با دل من آشنا بود قطره های سرد بارون روی گونه های خیست به دلم دوباره افتاد که بیام دوباره پیشت دوباره مثل قدیما منو تو دوتایی باهم توی جاده های تاریک زیر بارون های نم نم ******** سروده شده در تاریخ ۱۳/۱۰/۱۳۸۶ + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 20:17 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
* دوری * تو همیشه توی ذهنم تو نگامی روبرومی نگاه کن تو عمق چشمام تو همیشه آرزومی میدونم اینو میدونی که برام خیلی عزیزی نمی خوام بخاطر من شبنم از نگات بریزی تو دلیل بودن من خود تو اینو میدونی می دونم دوسم نداری ولی باز بگو میمونی می بینم که داری میری موندنت واسم عزیزه نگاه کن تو موج چشمام قطره قطره اشک میریزه ولی تو همیشه بودی آخه من تورو ندیدم منو باش که ندونسته زجر عشقتو کشیدم میدونم نگات غریبه تو نگاه عاشق من می دونم دوسم نداری بگو هستی لایق من + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 19:56 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
|