|
*عشق آریایی* تو شــبای نــاامیدی تو هـمیشه آرزومـی هـمیشه مثـل یه رویا تو همیشه روبرومی اگه باز یه روزی پیشم جای تو خالی بمونه می دونی که غرق آهم دل من میشه دیوونه من یه دیوونه زنجیریه تو قفس اسیرم میدونم بر نمیگردی من بدون تو میمیرم من یه رویای زمینی تو یه دنیا آسمونی من به آرزوم رسیدم بگو که با من می مونی تو فرشته ای تو نوری تو ستاره ای تو حوری من یه دیوونه ی بی روح تو یه دنیای غروری تو پری دلربایی تو بهاری بی ریایی تو نژاد اصل ایران تو یه عشق آریایی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 17:31 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
*تکه سنگ* یه تکه سنگ بی هدف ، بی قلب و بی نشونه مثل حباب روی آب ، درگیر این زمونه کاش میدونست اون تکه سنگ که زندگی کدومه ؟ یه باریه بچگونست ؟ یا عشقه ؟ یا جنونه ؟ اون بازیه بچگونه یه بازی بود تموم شد بزرگ شدی مثل یه شیر بچگیات حروم شد جنون با کل دَبدَبش با بغض و آه تباه شد هر چی که بینشون میموند مثل گناه ، سیاه شد عشق اومدو با سادگیش زندگیو شروع کرد هر چی که سد راه میشد توی زمین فرو کرد حتی نزاشت اون تکه سنگ یه لحظه هم نباشه چون میدونست اگه بره ممکنه بی بها شه بهای عشق اون دل یه تکه سنگ ساده بود اون تکه سنگ ساده ، زندگیش بی اراده بود عشق با تموم قدرتش پیش اون دل کم آورد قدرت اون سنگو نداشت که آخرش بد آورد اون سنگ دلو تنها گذاشت یه گوشه ای رهاش کرد اون دل به هر لحظه پیش خدا اونو دعاش کرد دعا میکرد که ای خدا سنگِ دلو نگه دار همیشه مراقبش باش به امید روز دیدار وجود عشق تو زندگی سر مشق روزگاره هرکی بی عشق بمونه پاییزترین بهاره ارزش عشق به لیلیه قصه ی مجنون ماست یه تکه سنگ عاشقو یک دل بی ادعاست + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 17:23 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
مثل مــردن می مونه دل بریــــدن ولی دل بستن آسونه شـــقایــــــق ... + نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387 4:48 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
|