|
*خون دل* زخمت به تنم باقیست ، خون از تن من جاریست تیغت به رگم برخورد ، این ضربه دل کاریست دانم که خودت دانی ، دانستن من کافیست جرمم چه بوَد یارا؟ این آخر خودخواهیست تا بنگری و بینم ، در چشم دلت خاریست خاریست که میبینی ، عشقست و پشیمانیست تو از غم من دوری ، دل خسته و زندانیست غم را به درون بردم ، این غمکده هم فانیست از درد غمت مُردم ، عشقت به دلم باقیست ...! + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 18:23 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
سلام دوستای گلم این شعری که این پایین نوشتم از نظر وزنی ایراد داره میخوام از اونایی که میتونن کمک بگیرم تا اونو نقد کنیم شما هم اگه نظری دارین بگین حتی اگه به کلی یک بیت را حذف کردین و به جاش یه بیت بهتر گذاشتین هم مشکلی نداره منتظر نظرات با ارزشتون هستم ♦ یکی از دوستان گفته از نظر قافیه مشکل داره لطف کنین تو قسمت نظرات بگین چه کار کنم تا درستشو بعده ها بزارم توی وبلاگ قربون همتون ــ مهدیار ــ *انتظار عشق* همه انتظارم اینست که یه روز او ببینم به خدا نمانده صبری ، که به انتظار نشینم همه جمعه ها گذشت و نرسید وقت دیدار به امید آنکه خورشید نکند غروب اینبار لحظه ها تمام رفتند ، گُل من زِ رَه نیامد سحر از شبم بمیرد گر خبر زِ مَه نیاید به علی مدد بگفتم به ره اربعین رفتم شب و روز ذکر او را به نماز عشق گفتم به شب چهل رسیدم، گل روی او چو مهتاب به خدا چه ماهرو بود گل من به عالم خواب آقا جان لایقه عشقت منه پر گناه نبودم لایقه روزهای روشن و شب سیاه نبودم آقا جان رویم به شرم است بخششی عطا بفرما این حقیر رو سیه را از گنه رها بفرما ... رمضان ۱۳۸۸ ... + نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388 1:58 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
|