|
* اسیر * یه زمین سرد و نمناک چند تا میله تو دل خاک آسمونش تیره و تار عاقبت هم چوبه دار روزهای بی تلائلو شامگاه بی ستاره در نگاه هم اتاقی یاد روزهای بهاره ! تا همیشه یادشونه ... اونروزا یادش میمونه ... آخرش اشکش رو گونه ... اما اون اینو میدونه ! نمی تونه ، نمی تونه ...! مثل روزهای گذشته تو دل دریای امید ... از گذشته ها بخونه ! نمیتونه ، نمیتونه ...! ...! + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 13:56 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
|