|
* آرزوی مــــرگ * اگه من یه روزی مردم ، نزارید منو کُنن خاک ! بمونه جنازه من رو زمینُ و خارُ و خاشاک بزارید رها بمونه روح سرگردونه تنهام بزارید همه بدونن من اسیره دستِ غمهام بزارید بوی تَعَفُن همه جا فرا بگیره بزارید خودش بفهمه ، همونی که گفت بمیره ...! همونی که وقتی مردم پیش نعش من میخنده ..! همه درهای امیدو روی قلب من می بنده ..! همونی که آرزوی موندنش رو قلب من موند همونی که با شکنجه ریشه ی قلبمو سوزوند همونی که زندگیمو با نگاهش پیشه می کرد همونی که آرزوی مرگمو همیشه می کرد ... + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 15:24 توسط ♠♠♠ مهدیار ♠♠♠ |
|